تبلیغات
نانوتکنولوژی پزشکی - نظریه سیستم های پیچیده (2)

موجود زنده فقط راهی است برای DNA به منظور ساخت DNA ی بیشتر!!!


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:جمعه 21 مهر 1391-08:15 ق.ظ

نویسنده :مریم جهانی(قاصدک)

نظریه سیستم های پیچیده (2)

مفهوم سیستم:

برتالفنی از سیستم، به عنوان قالبی برای صورت بندی کردنِ تمام پدیده ها و چیزها، بدون تجزیه کردنشان به عناصری خردتر، بهره برد.

سیستم ، مجموعه ای از چیزها یا پدیده هاست که با روابطی خاص بهم مرتبط شده باشند و با حد مرزی از محیط پیرامون شان جدا شوند.

برخلاف رویکرد تحویل گرا، خودِ چیزها در این جا اهمیتی ندارند، بلکه روابط میانشان، و حد و مرزی که آن ها را از محیط شان جدا می کند. مهم تلقی می شوند.

مرز سیستم در واقع وجود خارجی ندارد! و تنها حدی است که مجموعه ای از عناصر خاص و روابط شان ( یعنی سیستم) را از عناصر و روابط دیگر ( یعنی محیط) جدا می کند.

این مرز می تواند به شکلی قراردادی یا طبیعی تعریف شود:

یک جعبه که چند کتاب داخلش قرار دارد، چهار دیوار که مجموعه ای از اتاق ها و اسباب و اثاثیه را در خود جای می دهد. و....

پاره ی نخست: عناصر/ روابط

سیستم، مجموعه ای عناصر است که با روابط خاص به هم متصل شده اند.

هر عنصر ، واحدی فیزیکی و عینی است که خواصی تجزیه ناپذیر را دارا باشد

هر رابطه، شیوه ای است که یک عنصر بر عنصری دیگر اثر می گذارد و از آن تاثیر می پذیرد.

در یک سیستم طبیعی( سیستمی که بر مبنای قرارداد شکل نگرفته است) ماهیت عناصر، مرزبندی درون و بیرون سیستم را تعیین می کند.

عناصر سیستم روابطی را با هم برقرار می کنند که در مرز سیستم متوقف می شود .

فرض کنید سیستمی داشته باشید که عناصرش با برچسب (س) مشخص شوند. محیط هم انباشته از پدیده هایی است که می توانند به عنوان عناصر محیطی و چیزهای بیرونی در نظر گرفته شوند.

عناصر محیطی را با علامت (م) نشان می دهیم. مشاهده می شود که حد فاصلی بین روابط (س-س) و ( م-م) وجود دارد.

این حد، جایی است که عناصر سیستم با محیط مربوط می شوند و رابطه ای از نوع (س-م) را ایجاد می کنند.

مرز سیستم، جایی است که روابط ویژه درون سیستمی ( س-س) جای خود را به حالت گذاری(س-م) می دهد که به روابط خاص محیط (م-م) ختم می شود.

محیط، می تواند سیستم های دیگری را در بر بگیرد ، اما خودش زمینه ای بی حد و مرز و بی کرانه است که تکثری غیر قابل پیش بینی از عناصر و روابط را در خود جای می دهد.

بنابراین محیط را نمی توان به عنوان نوعی سیستم فراگیر در نظر گرفت.

مثلا، یک سیستم اجتماعی ، مجموعه ای از افراد(س) را در بر می گیرد که به به کمک زبان مشترک، روابط اقتصادی ، و رسوم و باورهای یکسان، ارتباطاتی خاص ( س-س) باهم برقرار کرده اند.

این افراد در ارتباط با مجموعه ای از پدیده های بیرونی (م) قرار می گیرند که ممکن است اشیایی بی جان یا جاندارانی که عضو جامعه شان نیستند را در بر گیرند.

بین عناصر بیرونی روابطی متفاوت (م-م) با روابط اجتماعی یاد شده برقرار است.

به این ترتیب جامعه مورد نظرمان از محیط اش تفکیک می شود. مرزهای این جامعه، در نقاطی دیده می شود که عضوی از این سیستم با عضوی از محیط وارد رابطه (س-م) می شود.

سیستم های اجتماعی بر اساس الگوی این روابط مرزی (س-م) هویت خویش را بازشناسی می کنند و خود را از محیط شان متمایز می کنند.

توجه داشته باشید که : ماهیت روابط ( و نه عناصر) تعیین کننده ی عضویتِ عنصر در سیستم است.

زمینه ی فلسفی پیروان نظریه ی عمومی سیستم ها در نیمه ی قرن بیستم، شکلی از واقع گرایی خام[1] بود که باعث می شد سیستم ها را به دلیل مشاهده پذیر بودنشان مهم تر و واقعی تر از محیط بدانند.

از دید ایشان، سیستم ها واقعی تر پیچیده تر مهم تر و پویا تر از محیط تلقی می شدند.

و عناصر نیز مهم تر از روابط ، چرا که ملموس تر و سنجش پذیرتر بودند و رفتارشان راحت تر با معادلاتی کمی بیان می شد.

در اواخر قرن بیستم موج جدیدی از علاقه به رویکرد سیستمی ظهور کرد.

از دید امروزین ما، محیط از نظر واقعیت، اهمیت، یا اصالت کاملا هم ارز سیستم محسوب می شود

در واقع رابطه ی سیستم و محیط رابطه ای بازگشتی است و هر یک از آن ها تنها در ارجاع به دیگری معنا می یابند.

با وجود این ، محیط به دلیل فراگیری و بی کران بودنش، قابل تحلیل و شناسایی نیست و رفتارهایش، برخلاف سیستم از قوانینی که برای ما شناختنی باشد، پیروی نمی کند.

علاقه ی تحویل گرایانه قدیمی به عناصر امروزه جای خود را به تحلیل روابط داده است.

روابطی که جنبه ی کیفی شان بر ارزش کمی شان می چربد و در فهم رفتار سیستم ها اهمیت بیشتری برای ما دارند.

از نظر هستی شناسانه:

روابط و عناصر پدیده هایی متمایز نیستند. ماهیت بیرونی یکتایی هستند که ما برای شناختن انها ناچاریم ان ها را به دو قطب متمایز عنصر/رابطه تجزیه کنیم.

در نگرش سیستمی هواداری از عناصر یا روابط معنا ندارد.

عنصر و رابطه تنها رویکردهایی زبانی و رمزگانی برای توصیف سیستم هستند.

ادامه دارد....


 

 



[1] Native realism



نظرات() 
feet pain
شنبه 18 شهریور 1396 06:40 ب.ظ
Pretty section of content. I just stumbled upon your weblog and in accession capital to assert
that I get in fact enjoyed account your blog posts.
Any way I will be subscribing to your feeds and even I
achievement you access consistently quickly.
Foot Issues
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:02 ب.ظ
Excellent post. Keep posting such kind of info on your site.
Im really impressed by your blog.
Hello there, You've performed a fantastic job.
I'll definitely digg it and personally suggest to my friends.
I'm confident they will be benefited from this website.
http://jessiejoon.jimdo.com/2015/06/28/hammertoe-pain-medication/
دوشنبه 9 مرداد 1396 05:30 ق.ظ
Hi, Neat post. There's an issue together with your website
in web explorer, may check this? IE nonetheless is the market chief and a huge component of other people will omit your wonderful writing because of this problem.
نجمه قاسمی
سه شنبه 25 مهر 1391 03:35 ب.ظ
از دیدنت امروز خیلی خوشحال شدم اونم کجا تو مترو.....
پاسخ مریم جهانی(قاصدک) : :O:O:O:O:
من و تو مترو؟ مطمئنی؟ ولی من اصلا متوجه نشدم وگرنه حتما سلام علیک می کردم!!!!
amir
جمعه 21 مهر 1391 08:58 ق.ظ
سلام
وب خوبی دارید.موفق باشید
امنیت اطلاعات
www.xtak.net
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر